|
خدایا! دیگران را نمی دانم اما اگر این زمستان، آخرین زمستان عمر من است از تو می خواهم غریبانه بمیرم.

تبیین- کم کم زمستان تمام می شود و بهار از راه می رسد، و انگار همچین رسم هم نیست که هر سال روسیاهی نصیب زغال شود !! شاید رو سیاهی در خانه من و تو را هم بزند...
بد نیست آخر سالی چند دعا بخونیم مخصوصا برای زمستان آخری ها به یاد نماز اولی ها ! زمستان امسال زیاد بارون نیومد که به دنبال راه نجات توی سرج "کشتی نوح" سوار کشتی "تایتانیک " بشیم و بریم به ناکجا آباد های هر ساله..
خدا رو چه دیدید شاید دعاهای شما هم مستجاب شد و این زمستان ، زمستان آخر عمری ما هم بود..
خدایا! دیگران را نمی دانم اما اگر این زمستان، آخرین زمستان عمر من است از تو می خواهم غریبانه بمیرم.
خدایا! به خواص ما بصیرت، به عوام ما صبر، به خطبای ما نکته، به علمای ما عمل، به نومیدان ما امل، به مرفهین ما الم، به سرداران ما علم، به نشسته های ما قدم، به خموشان ما قلم، به نو قلمان ما نثر، به مغلوبین ما نصر، به شعرای ما شعور..
به علی مطهری، اندیشه مطهر، به شیخ بی سواد، یک جو عقل، به خاتمی، صداقت، به موسوی، قطره ای از خون دیالمه، به مدعیان خط امام، امام، به فرزندان شهدا، معرفت، به اساتید ما غیرت، به دانشجویان ما شهامت، به حنجره های ما فریاد، به پنجره های ما نور، به ضعیفان ما زور، به منتظران ما ظهور، به دنیا زدگان ما گور، به سبزهای ما سیادت، به موسسه تنظیم ما صیانت، به زنان ما زینب، به استوانه های نظام، دفاع از انقلاب، به آقازاده ها، قناعت، به ناطق، نطق، به لاریجانی، یک رنگی، به آن یکی لاریجانی، عدالت، به خون شهدا، جوشش، به حزب الله ما خروش، به دشمنان ما انصاف، به دوستان ما صلابت، به هنرمندان ما تعهد، به نویسنده های ما ایمان، به سینه های ما سکینه، به کینه های ما منطق، به زنده های ما حیات و به مرده آخر سال امسال، هر که می خواهد باشد، وفات در حین گفتن صلوات یا در حال صلات ببخش.
خدایا! ما را به مرگی جز شهادت از این دنیا مبر. لحظه ای دو دست بریده علمدار کربلا را از دستان علمدار انقلاب جدا مکن. ما را قدر دان نعمت همراهی ولایت و ملت قراربده. ناخدای باخدای "کشتی انقلاب" را تا پهلو گرفتن در کناره خورشید یاری کن. به ما بیاموز که برائت از دشمن را به بهانه حفظ ادب، تحریم نکنیم!
خدایا در روزهای بی باران "کشتی انقلاب" را نصیب ما بگردان...
این روزها همه جا صحبت از "کشتی انقلاب" است. در "گوگل"، کشتی نوح را سرچ کردم، اثری حتی از بقایای این کشتی هم نبود. در ساحل گوگل باید سراغ "کشتی تایتانیک" را گرفت.
"نوح" را باید در "قرآن" جست و جو کرد و "پسر نوح" را در "یاهو". "سید حسن نصر الله" را باید در "سفینه النجاه" جست و جو کرد. پسر نوح، بی بصیرت بود و لیاقت سوار شدن بر کشتی نوح را نداشت. پسر نوح ساده لوح بود و کشتی نوح را به بلندای کوه فروخت. پسر نوح خیال می کرد نوح، دیکتاتور است و دارد حرف زور می زند. پسر نوح نمی دانست که پیامبران آمده اند دیکتاتوری بت ها را بردارند. "پسر نوح با بدان بنشست/ خاندان نبوت اش گم شد/ سگ اصحاب کهف روزی چند/ پی نیکان گرفت و مردم شد".
ناخدای باخدای کشتی انقلاب، سیدی است که نسل اش به "نوح" برمی گردد. تاریخ شناسان هر جا چهار تا چوب و تخته در کنار ساحلی می بینند، خیال می کنند از بقایای کشتی نوح است.
بقایای کشتی نوح "قایق عاشورا" بود که روح "مهدی باکری" از آن به آسمان پر کشید. "ناو شکن جماران" مابقی کشتی نوح است. خامنه ای بقیه نوح است و ما مابقی فرزندان نوح. آری، ما همه پسران نوح هستیم؛ "سام" و "حام" و "یافث". "کنعان" تقصیر خودش بود که غرق شد. نوح گناهی نداشت. نوح همه پسرانش را از "پیله جاهلیت" درآورد و "پروانه" کرد ولی کنعان اصرار داشت که "کرم" باشد.
. نوح، "آقا" بود و سام و حام و یافث، یک "پارچه آقا"، اما کنعان، "آقازاده" بود. آقازاده ها کلا با کشتی میانه خوبی ندارند. پسران رهبرم یک پارچه آقا هستند و هیچ ویلایی به نام هیچ کدام شان نیست. آقازاده ای که ویلا دارد، هرگز نمی فهمد راز حضور رهبر در "ناو شکن جماران" آن هم در چند کیلومتری ناوهای هواپیمابر دشمن چیست. آقازاده ها در پنت هاوس قرآن نمی خوانند. جوجه کباب سرخ می کنند...
مثل اینکه این دعا درد و دل زیاد دارد...
تا همین جاش کافیست ، اگر منظور را گرفتید آمین بگویید.. یا علی
تعداد بازدید 76 تعداد نظرات 0
|
نظرات