چه کسانی بساط " جام زهر۲" را مهیا می کنند؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط دانشجو آنلاين   
شنبه, 15 اسفند 1388 ساعت 15:15

تبیین - پس از واقعه تلخ روز عاشورا و هتک حرمت سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین، توسط جریان فتنه گرسبز، که البته با اجتماع میلیونی مردم ولایتمدار ایران در سراسر کشور، تو دهنی محکمی خورد، فعالیت فعالان سیاسی و نقطه نظرات برخی از آنان، در نوع خود محل بحث است.

سناریوی اغتشاشات، با نامه بدون عرض سلام و ادب هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب، و سخنان همسر وی مبنی بر "تقلب شدن درانتخابات، در صورت عدم پیروزی موسوی" کلید خورد. در ادامه بیانیه های پی درپی موسوی  و تحریک هواداران جنبش سبز(بخوانید جنبش سبز اموی)، قسمتها یبعدی این سناریو را تکمیل کرد.

اما درست پس از عاشورا و آن چهارشنبه تاریخی که مردم در اعتراض به  اهانت کنندگان به مقدسات، به خیابانها ریختند و محاکمه سران فتنه و درراس آن، موسوی را خواستار شدند، موسوی با بیانیه شماره 17 خود که نوعی فراربه جلو محسوب می شود، کمی لحن قبلی خود را تغییر داد! که تبیین به طور کامل به تحلیل آن پرداخته است.

اما در این بین، نامه محسن رضایی، از نزدیکان خاص هاشمی رفسنجانی،  به رهبر انقلاب، خوشحالی حامیان موسوی و تاسف دلسوزان انقلاب را به همراه داشت.

دراین نامه، که به گفته بسیاری از فعالان سیاسی، روی دیگری از سکه بیانیه موسوی ست، نکاتی وجود دارد که جای بسی تامل در آن هست.

1)انتشار چنین نامه ای، با این فاصله کوتاه ازانتشار بیانیه موسوی، ازکسی که در نوشتن یک پیام تسلیت عاجز است(!)، بسیار بعید است! پس این احتمال وجود دارد که وی از قبل در جریان بیانیه موسوی بوده است!

2)محسن رضایی در جایگاهی نیست که بخواهد برای رهبر معظم انقلاب تعیین تکلیف کند!

اما اگر این نامه را به حساب دلسوزی وی برای نظام بگذاریم، چرا به جای ارسال خصوصی برای رهبر معظم، در رسانه ها انتشار یافته است؟!

چرا که این انتشار عمومی، انتظارات متفاوتی در جامعه ایجاد می کند وهمین در مضیقه قرار دادن رهبری هم جای بحث دارد!

3)نامه رضایی، در واقع تلاشی برای احیای جریان شکست خورده موسوی است  که پس از تجمع باشکوه چهارشنبه، درآستانه حذف کامل  سیاسی قرار گرفته است. وی می کوشد تا رهبری را در مقام پاسخگو به این جریان قرار دهد و با این کار، نه تنها آنان را زا مرگ سیاسی نجات دهد، بلکه اب تاییدات رهبری، جایگاهی والا به آنان ببخشد!

4) رضایی درقسمت یاز نامه خود، بیانیه موسوی را مثبت(!) ارزیابی کرده است! باید پرسید که آیا حمایت موسوی از آشوبگران و دادن لقب "مردم خداجوی" به آنها مثبت بوده است؟!

وی همچنین قبول دولت دهم از سوی موسوی را مهم تلقی کرده!

باز هم جای سوال است که موسوی چه کاره است که دولت نیازی به تایید یا تکذیب وی داشته باشد؟!

5)در نامه آقای رضایی، بسیاری از نگرانیهای موسوی درباره مسائل اقتصادی تکرار شده است. این تکرار، از سوی ایشان، اینگونه القا می کند که موسوی، نه در مقام یک محارب و معاند، که در جایگاه یک منتقد دلسوز(!) قرار دارد!

و آیا این اقدام، تلاشی کاملا آگاهانه و هماهنگ برای مقبول کردن موسوی در اذهان عمومی نیست؟!

6)برخلاف آنچه  آقای رضایی ادعا کرده است ، دقت در بیانیه موسوی و سخنان اطرافیان وی مبنی بر"پایان جنبش سبز در برابر کنار رفتن دولت احمدی نژاد" نه تنها نشانی از قبول دولت توسط موسوی ندارد، بلکه وی به طور غیر مستقیم، "عدم کفایت دولت دهم" را در متن بیانیه و درپیشنهادات خود گنجانده است!

با توجه به نکات فوق، که اندکی از بیشمارهاست، به راحتی می توان فهمید که رضایی در حال تکمیل سکانسهای پایانی است که هاشمی رفسنجانی آن را کلید زده بود!

همان کسانی که در سالها ی جنگ، "جام زهر" را به رهبر کبیر انقلاب تحمیل کرده بودند، یعنی "هاشمی، موسوی و رضایی"، بار دیگر قصد نوشاندن جام زهر به حضرت آقا را دارند...

چشم فتنه را کور باید کرد...

تعداد بازدید 65
تعداد نظرات 0

نظرات

نام 
ایمیل 
کد    
ارسال نظر
آخرین بروز رسانی در سه شنبه, 09 شهریور 1389 ساعت 13:50